تبليغاتX
به همین سادگی

به همین سادگی

نوشته های دانشجوی فناوری اطلاعات در مورد موضوعات متنوع

سنگ،سخن،موقعیت و زمان چیزهایی که دیگه بر نمیگردند(قدرشون رو بدونید)

چند وقتی بود که سرم شلوغ بود .مدیریت یه وبلاگ دیگه رو راجع به IT هم به عهده گرفتم.مشغول کارهای اون بودم.ولی از این به بعد سعی می کنم مرتب آپ بشم.این داستان کوتاه رو یکی از دوستام برام فرستاده بود خیلی خوشم اومد.گفتم اینجا بذارم شما هم بخونید واقعا حیفه نخونید.
 
جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد! در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود.
 

هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را دوباره بازگرداند :

1. سنگ ........ پس از رها کردن!

2. سخن ............ پس از گفتن!

3. موقعيت ... پس از پايان يافتن!

4. و زمان ........ پس از گذشتن!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 12:2  توسط دانشجو IT  | 

اگه عاشق امام رضایی بخون....

سلام.وای ببین چند وقته اینجا نیومدم.گرد وغبار همه جا رو گرفته.آخه این همه سر آدم شلوغ میشه که وقت نکنه به وبلاگ خودش یه سر بزنه؟!باور کنید روز های دانشگاه از حالا سرم آروم تر بود.حالا یا توی مسافرت وگردش هستم ویاتو مهمونی وعروسی یا هم که داریم اسباب کشی وخونه تکونی میکنیم!دریغ از نیم ساعت وقت آزاد بدون دغدغه که بشینم پشت کامپیوتر وبراتون بنویسم.چه روزگار شلوغ پلوغیه..

واما جاتون واقعا خالی!

توی دل یه مزرعه ،یه کلاغه رو سیاه

هوایی شده بره پابوس امام رضا

اما هی فکر میکنه ،اون جا جای کبوتر هاست

 آخه من کجابرم یه کلاغ که رو سیاهست

من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم

میون اون کبوتر ها با چه رویی بپرم

تو همین فکر ها بودش کلاغه عاشقمون

که یهو صدایی گفت تو نترس راهی شو

به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو

....

                                                                     محسن چاووشی            

آره  ! بالاخره این کلاغ عاشقمون به آرزوش رسید. بعد از ۱۹ سال انتظار تونستم آقام علی بن موسی الرضا زیارت کنم. نمی دونید چه حالی به آدم دست میده. آقا جون من رو هم حاجت روا کرد .یادتونه آذر ۸۶ یه پست گذاشته بودم با عنوان یادم نمیاد آقاجون....  . ولی حالا یادم میاد .خیلی خوب یادم میاد وقتی نیمه شب برای اولین بار از دور حرمتون رو میدیدم وداشتم به طرفش می رفتم چه حالی داشتم.اشکام یادم میاد وقتی داشتم اذن دخول رو می خوندم .آقاجون خیلی میترسیدم اذن دخول بهم ندی .یادم میاد وقتی توی  صحن انقلاب قدم میزدم چه حسی داشتم.یادم میاد وقتی گنبد طلاییتو جلوم دیدم اشکام روی چشام پرده کشیده بودند .

آقاجون یادم میاد وقتی ضریح تون رو دیدم دلم پر کشید  وخودش رو به پنجره های ضریحت گره زد وهمون جا موند. وقتی روبروی ضریح می ایستی همه چیز رو فراموش می کنی.همه حاجت ها رو فراموش میکنی .فقط می خوای بایستی نیگاش کنی واشک هات یواش یواش مهمون آقا کنی.اگه بگن آقات همه ی دنیا بهت میده اگه بخوای  میگی نه نمی خوام فقط شفاعتم کن آقاجون.فقط آدمم کن آقاجون.اقاجون فقط وقتی برمیگردم همون آدمی نباشم که بودم.

امام رضا چی بگم.فکر میکردم اگه بیام حرمت آرومم میکنی.آره اونجا توی حرمت خوب یادم میاد چه طور آرومم کرده بودی. آقاجون اصلا حس غریبی نمیکردم. شب ها تا صبح توی حرمت راز ونیاز میکردم.چه حالی بود! شب های حرمت از روز هاش روشنتر بود . امام رضا چی بگم از صفای حرمت.از آرامش و فریاد سکوت صحن هات. از صدای نقاره ها ... .از کبوتر هات. از سقا خونه ات.ازچی بگم.

آقاجون ممنونت به خاطر این که من رو تو حرمت راه دادی.آقاجون به خاطر همه چی ممنونم.مخصوصا یه خاطر شام آخرین شبی که توی مشهد بودیم واز غذای متبرکت ما رو مهمون کردی.اصلا فکر نمیکردم توی اولین زیارتم مهمونتون بشم آقاجون.ازهمه چی گفتم اما دلم!  آقاجون دلم رو جا گذاشتم.

دلم میخواد هر کی عاشقه آقاست حاجتشو بگیره وبره پابوس امام رضا .بایدرفت و اون آرامش رو با تموم وجود احساس کرد.باید رفت وشب ها توی حرم آقا اون احساس رو لمس کرد.واقعا مشهد قطعه ای از بهشته. باید رفت ودید.                                                                            

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 12:56  توسط دانشجو IT  | 

اولین سیستم میکروبلاگ نویسی فارسی راه اندازی شد

 

                                               

قبل از هر چیز بهتون پیشنهاد می کنم که اگه واقعا اهل اینترنت هستید و می خواهید از اون لذت ببرید این پست رو تا آخر بخونید. چون نظرتون رو در مورد این پدیده قرن بیست و یکم عوض میکنه.

به نظر شما اگه وبلاگ و sms رو با همدیگه قاطی کنیم چی در میاد...اگه منظورم رو نفهمیدین یه کم واضح تر بیانش می کنم. فرض کنیم شما یه وبلاگ داشته باشید که دارای محدودیتهای sms باشه یعنی اینکه پستهاتون از 150 کاراکتر بیشتر نباشه و البته مزایایی هم داشته باشه مثلا اینکه با استفاده از گوشی تلفن همراه خود و با sms بتونید وبلاگ خود را به روزرسانی کنید. خوب حتما الان دیگه درک می کنید که چرا پستها نباید از 150 کاراکتر بیشتر باشه.(چون هر sms نباید بیشتر از 150 کاراکتر باشه) و مزیت دیگه ای که داره اینه که کار کردن با اون مثل آب خوردنه (شاید از اونم آسونتر) که همین کارکرد آسان باعث میشه که علاقه مندان زیادی داشته باشه. 

  اولین سرویس میکروبلاگ نویسی برای ایرانیان راه اندازی شده که می تونه کار با اینترنت رو برای هر کاربری لذت بخش بکنه. شما به راحتی می توانید در این سیستم ثبت نام کنید و یک میکروبلاگ برای خود ایجاد کنید و افکار و عقاید خود را به راحتی در اختیار دیگران قرار دهید. مطمئنا از داشتن این میکروبلاگ لذت خواهید برد.

 

برای عضویت در این سیستم روی یکی از لینهای زیر کلیک کنید و به قسمت "عضویت" یا "با ما باشید" بروید.

http://alkapoon.peyghamak.com

http://www.peyghamak.com  

منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 15:38  توسط دانشجو IT  | 

یه سری بزنیم به دنیای IT

خیلی وقته که از IT  تو وبلاگم خبری نیست.امروز  یه سایتی دیدم که خیلی باحال واقعا از IT لذت بردم.فوق العاده بود.درست مثل فیلم های تخیلی که بعد از نگاه کردنشون یه آهی می کشیم میگیم کاشکی واقعی بود.چند تا از مطالبش رو این پایین میارم اما اگه واقعآ علاقه دارید به خود منبع یه سری بزنید.به نظر من که عالی بود.

 طراحی رویایی imac

هیچ اتفاق مهمی بدون یک خیال پردازی بوجود نیامده. و این قدرت خیال پردازیست که غیر ممکن را ممکن میکند. سیستم مانیتور جدید ای مک اپل که بطور کل وایرلس طراحی شده در زمان کار بصورت شفاف خواهد بود و حتی صفحه کلید نیز بشکل لیزری خواهد بود.و این سیستم در حال طراحی میباشد.

 

شارژ گوشی به گوشی

توجه:این خبر خیلی داغه این دستگاه واقعا این روزها ضروریه, زمانی که شارژ گوشی وسط صحبت تمام میشود و شارژرهم همراه ندارید. اگر هم داشتید طول میکشید تا شارژ بشه. با این دستگاه کوچک میتوانید از یک گوشی دیگر باطری قرض بگیرید, حتی نیاز نیست که صبر کنید تا شارژ بشه, به محض وصل کردن میتوانید استفاده کنید. هنوز از قیمت, دسترسی و حل فروشش اطلاعاتی نیست.
 

پیانوی لیزری مجازی

بنظر میرسد که ساخت ژاپن باشه ولی با نام بلیز ثبت شده. یک صفحه کلید لیزری و یک نرم افزار که جای کلیدهای پیانو را انجام میده. این پیانو 25 کلید داره و 2اکتاو +یک دوربینCMOSوارتباط اینفرارد و لیزری که تشخیص دهنده حرکت دست است. این پیانو 3 دستگاه موسیقی را اجرا میکند و در ماه نوامبر با قیمت 130 دلار وارد بازار میشود VIA [TechEBlog]
 
تخم مرغ هوشمند

متخصصان در انگلیس تخم مرغی ساخته اند که با تغییر درجه دما یک لوگو بر روی ان نمایان میشود که از این طریق میتوان فهمید تخم مرغ پخته یا عسلی شده.
 

محافظ موز

موز را داخل کیف گذاشتید؟ وقتی در اوردید له شده بود؟ محافظ موز طراحی شده برای شما و 90% اندازه موزها را ساپورت میکنه در پنج رنگ و سوراخهای تعبیه شده برای هوا. جالبتر این که در امریکا و کانادا برای خرید این محصول باید به فروشگاههای لوازم دوچرخه مراجعه کنید
 

تلویزیون جیبی

اولین تلویزیون جیبی ساخته شده در مرحله تولید انبوه. یک صفحه 2 اینچ سیاه سفید که در نمونه های بعد با LCDعوض شده. با 4 عدد باطری قلمی کار میکنه و 3 ساعت هم شارژ طوری طراحی شده که بصورت عمودی روی سطوح مسطح می ایستد و قیمتش هم 300 دلار.
 
 

موش ماهی

این موس جدید که بشکل ماهی طراحی شده با یو اس بی 2 کار میکنه و برای جلوگیری از قاطی شدن سیمهای برق لپ تاپ و سیم موس یک جمع کننده در سیمش طراحی شده که مثل سیم جاروبرقی جمعش میکنه. via[akihabara]
عالی بود مگه نه؟!
منبع
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 14:46  توسط دانشجو IT  | 

دستور العملی برای سال نو

دوازده ماه را کامل برداريد.همه ي آن را به کل از تلخي وتنفر وحسادت پاک کنيدوتا نهايت ممکن پاکيزه وبا طراوت نگه داري کنيد.حال هر ماه را به بيست ونه  سي وسي ويک بخش متفاوت تقسيم کنيد .هر روز را از محتويات زير پر کنيد
يک پيمانه ايمان
يک پيمانه صبر
يک پيمانه شهامت
يک پيمانه کار
مقادير فوق را با هم مخلوط کنيد.
سپس يک پيمانه اميد  صداقت  سخاوت  وعمل خوب را به آن بيفزاييد.بعد همه را با جرعه اي نشاط ومختصري تفريح نوک انگشتي بازي ويک فنجان پر از اخلاق خوش فصل بندي کنيد.هم اکنون همه موارد را در تابه اي از عشق بريزيدوبا اشعه لذت وخوشحالي همه قسمت هاي آن را کاملا بپزيدوبا لبخندي تزيين کنيد همراه آرامش وتواضع سرور سرو نماييد.
از مجله ي موفقيت
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 19:56  توسط دانشجو IT  | 

سخنی با نامزدهای انتخاباتی و ملت عزیز

سلام.در آستانه انتخابات هستیم.می خواستم یه صحبتی کوتاه با نامزدهای انتخاباتی داشته باشم.می خواهم بگویم که اگر نماینده ی این ملت شدید تو رو به خدا این ملت رو فراموش نکنید.شما مدیون این ملت هستید اگر این ملت شما را انتخاب نکرده بودند شما هم الان جزیی از این ملت بودید.هرگز مغرور نشید. چون که شما خدمتگزار این ملت هستید.

همون طوری رییس جمهور کشورمون آقای دکتر احمدی نژاد خودشون رو خدمتگزار ای ملت می دانندو این افتخاربزرگی است که خدا به شما این فرصت رو داده که به این ملت خدمت کنید وبرای آخرت ود توشه ای برگیرید.فقط اگر نماینده شدید هر لحظه خودتون رو به جای این ملت بذارید ودر جهت حل مشکلاتشون گام بردارید تا هم خدا راضی باشه وهم بنده ی خدا!همین!

واما ملت عزیزی که قراره پای صندوق های رای بروید خواهش میکنم آگاهانه رای بدهید.خواهش میکنم خوب تحقیق کنید ببینید چه کسی خواسته های شما را برآورده خواهد کرد وبه اون کس رای بدهید.مخصوصا شما جوانان که آینده ساز این مملکت هستید خودتان به دنبال تحقیق باشید.

 خواهش میکنم هیچ وقت از روی نمی دونم قیافه یا عکس ومعیار های الکی انتخاب نکنید.به اهمیت موضوع فکر کنید که هر رای شما می تونه سرنوشت ما رو تغییر بده پس دوستانه از تون می خواهم آگاهانه و پر شور به پای صندوق های رای بروید نگذارید دیگران برای شما تصمیم بگیرند.همین!

آدرس دو سایت برای تحقیق در مورد نامزد های انتخاباتی مجلس هشتم

http://www.majlese8.ir

http://www.imajles.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 15:4  توسط دانشجو IT  | 

امام رضا خیلی دوستون دارم...

شهادت جانکاه ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا را به همه ی عاشقان آقا  تسلیت وتعزیت عرض می کنم.

آقا جون دلم می خواد همه رو حاجت روا کنی.آقاجون من رو هم فراموش نکنی.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/18ساعت 18:46  توسط دانشجو IT  | 

هر کی واقعا عاشقه بخونه...

اربعین هم اومد وگذشت.چه زود اومد.انگار همین دیروز روز عاشورا بود.انگار همین دیروز بود که صدای دسته های حسینی از همه جا می اومد.وعمرمون چه قدر زود میگذره.پارسال من اربعین من توی یه جای خوب بودم.شاید بهتر باشه بگم تو کربلا بودم.تو کربلاهای ایران بودم.توی شلمچه ،توی فکه،توی طلاییه و....یادش به خیر.شاید بگین چرا به این جاها میگن کربلا های ایران ؟چون خیلی از شهدای ما به هنگام مرگشون آقا رو بر سر بالین شون دیدند.

نمی دونین دلم چه قدر هوای جنوب کرده.جنوب برای من یه دنیا حرف داره.کاش اون احساسی رو که دارم میتونستم به شما هم منتقل کنم.ثبت نام کاروان راهیان نور یواش یواش داره شروع میشه.مبادا از کاروان جا بمونید.نمی دونید این اردو چه عشق وصفایی داره.کاملا متفاوته از اردوهای دیگه.اصلا مثل اینکه یه عالم دیگه ای هست.یه آدم های دیگه .ویه حرف های دیگه.یه چیز هایی هست که نمیشه گفته شون فقط باید خودتون ببینید حسش کنید.ولی سعی میکنم حسم رو بهتون منتقل کنم.

یادم میاد اونجا که بودم یکی از سخنران ها یه حرف زیبایی گفت.گفت که عاشق نمیتونه مثل معشوقش نباشه.وما عاشق حسینیم.عاشق امام زمانیم.ما عاشق شهداییم.پس اگه واقعا عاشقیم باید شبیه اونها باشیم .امام زمان نمی خواد ما هر چهارشنبه بریم جمکران!امام زمان از مون مگه چی میخواد ؟جز اینکه واجبات رو انجام بدیم ومحرمات رو ترک کنیم!واگه اینها رو بکنیم امام زمان خودشون میایند خونه مون.لازم نیست ما بریم جمکران.ویا امام حسین که این همه عشقش رو به سینه مون می زنیم.فقط کافیه یه ذره مثل اونها رفتار کنیم.

یه ذره به همدیگه محبت کنیم .این همه زخم زبون به هم نزنیم.یه کمی مراقب کارهامون باشیم.نماز اول وقت رو فراموش نکنیم.هیچ می دونین شهید حاج همت از ناحیه چشمهاش شهید شد.می دونین چرا؟ چون چشم های قشنگی داشت!میدونین چشم قشنگ یعنی چی؟چشم های حاج همت دو تا خصوصیت داشت یکی اینکه شب ها بیدار می موند وبا خداش راز ونیاز می کردو دیگه اینکه به نا محرم نیگاه نمی کرد.چی میشه ما هم یه کم چشم هامون رو کنترل کنیم.

اگه این عشق واقعی باید شبیه اونها باشیم.شهید حسن باقری 25 سال پیش گفته بود که این جنگ تحول تاریخی به همراه خواهد داشت... فردا همه ی جنوب خرمشهر ،فکه،شلمچه،و.. زیارتگاه خواهد شد وجوان ایرانی از شوق دیدن آن سر از پا نخوهد داشت. ببینید افق دید حسن باقری چه قدر بود.می دونین یکی از برنامه های روزانه ی شهیدمهدی باکری چی بود؟!این بود که هر روز ساعتی فکر میکردند.در قرآن هم به تفکر خیلی اشاره شده است.البته فکر نه خیال.بعضی وقت ها ما خیال می کنیم که فکر میکنیم.

اگه نمی تونید برید جنوب برید مزار شهدا.نذارید این قدر ازشهدا دور بشیم.سعی کنید راه شهدا رو ادامه بدیم. که در اخرت شرمنده یشهدا نباشیم. شهدا از همه چیز شون گذشتند واین انقلاب رو برای ما ساختند.ماهم وظیفه داریم که راهشون رو ادامه بدیم.شهدا از اول آدم اسمانی وملکوتی نبودندو بلکه انها هم از جنس ما بودند.انها خودشون رو ساختند وتربیت کردند.از دلبستگی های دنیا خودشون رو رها کردند واسمانی شدند.بیایید یه کم در مورد شهدا ،در مورد امام ها بیشتر مطالعه کنیم واز زندگی اونها درس بگیریم تا شا ید از یاران واقعی امام زمان باشیم.

من امروز رفتم مزار شهدا جاتون خالی.تا یه تجدید عهدی با هاشون بکنم.اگه شما هم رفتید من رو فراموش نکنیدتوی دعاهاتون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 20:23  توسط دانشجو IT  | 

سلام.بعد از روز ها سلام.بالاخره امتحان هایم تموم شد.خیلی دلم برای این وبلاگ و کساییکه لطف میکنند این ها رو میخونند تنگ شده بود.تا اینکه از تلویزیون یه حرف خوبی شنیدم که خیلی خوشم اومد.اونم اینکه شهادت و ولادت امامان برای این هست که ما یکم به خودمون بیاییم.خیلی راحت ساده از کنا ر این برزگان نگذریم. ببینیم اینها کی بودند وچی کار کردند.وظیفه ی ما چیه؟!یه کم معرفتمون نسبت به اونها زیاد کنیم.یه فرصتیه که یه کم بیشتر فکر کنیم.

من هم به نوبه ی خودم سالروز شهادت سید الساجدین امام زین العابدین (ع) رو به همه ی مسلملنان تسلیت میگم.تا اینکه رفتم سراغ صحیفه ی سجادیه. همون کتابی که خواهر قرآن از اون تعبیر کردند وما هم سال به سال رو ی این کتاب با عظمت رو باز نمی کنیم.دعای اون حضرت رو در طلب حاجت ها رو باز کردم. همین که خوندم یه آرامش خاصی بهم دست داد .درست همون حرف هایی بود که توی دل من بود اما بلد نبودم به زبون بیارم.درست همون اتفاقی که توی دعا بود برا ی من ومسلما برای هر یک از ما ها بارها بارها اتفاق افتاده.

اینکه یه حاجتی داشته باشیم و از  خلق خدا که خودش هم محتاج خداست کمک خواسته باشیم نا امید برگشته باشیم.همون طوری که امام سجاد (ع) فرمودند :چه طوری محتاجی از محتاجی طلب نیاز کند؟!خیلی فراز های زیبایی  داشت.فقط کافیه وقتی میخونی یه لحظه بهش فکر کنی!خدا حتی دعا کردن هم به ما بنده هاش یاد داده ولی ما خیلی نا شکریم.هر فراز دعا ی امام سجاد(ع) یه درسه برای من وشما.حیفه که اینها رو نخونیم وندونسته از این دنیا سفر کنیم بدون توشه.امیدوارم تو هم مثل من از این دها استفاده ی کافی رو ببری. التماس دعا من رو فراموش نکنین.

دعای امام سجاد(ع) در طلب حاجت ها

"پروردگارا ای نهایت مطلب حاجات وای کسی که رسیدن به تمام خواسته ها در دست توست وای انکه نعمت هایت را به بها نمی فروشی وای کسی که عطاهایت را به کدورت منت الوده نمیسازی وای به تو بی نیاز شوند واز تو بی نیاز نباشند ای انکه به تو رو کنند واز تو روی برنتاببن

ای که در خواست گنج هایت را فانی نمیکند وای که هیچ دستاویزی حکمت تورا تغییر نمیدهد ای کسی که رشته ی نیاز نیاز مندان از تو قطع نمی گردد  ای کسی که دعای دعا خوانان تو را خسته نمیکند تو وجود خود را به بی نیازی از همه خلق ستوده ای تو به بی نیازی از همه ی ایشان شایسته ای وایشان را به نیاز مندی وفقر نسبت داده ای  ایشان سزاوار چنین نسبت اند

از این جهت هرکس رفع نیاز خود از  جانب تو خواهد وبرگرداندنفقر را از خویشتن به وسیله تو طلب کند حقا که حاجتش را در جایگاه اصلی خود خواسته و به دنبال مطلبش از راه صحیح برامده هر که در نیاز خود به یکی ار افریدگان تو رو کند یا او را به جای تو وسیله برامدن حاجت قرار دهد بی شک خود را در معرض نومیدی اورده از جانب تو سزاوار محرومیت از احسان گشته.

خداوندا به در گاهت حاجتی اورده ام که قدرت دستیابی به ان را ندارم ورشته ی چاره جویی ام در مقابل ان گسسته  ونفس من در نظرم چنین اراسته که ان نیاز را به کسی اظهار کنم که او خود نیاز هایش را به درگاه تو می اورد و در خواسته اش از تو بی نیاز نیست و این لغزشی است از لغزش های اشتبا هکاران.و در افتادنی است از در افتادن های گناه کاران.

سپس به یاد اوری تو  از خواب بی خبری بیدار شدم به توفیق تو از ان لغزش بر خاستم  وبه یاری تو از در افتادن برگشته وباز پس امدم وگفتم پاک ومنزه است پروردگارم .چگونه نیاز مندی از نیاز مندی طلب نیاز کند؟ وچگونه تهیدستی از تهیدستی دیگر گدایی کند 

پس ای خدای من از سر شوق رغبت اهنگ تو کردم واز باب اطمینان امید خویش به تو بستم  ودانستم که خواسته ی من از تو هر چند زیاد باشد در کنار دارا ییت بسیار نا چیز هست و چشمداشت فوق العاده ی من به بخششت در جنب توانایی تو حقیر هست دایره ی بزرگواریت از تقاضای هیچ کس تنگ نمی گردد ودست عطایت از هر دستی بالاتر هست.

بار خدایا پس بر محمد والش درود فرست بامن به کرم خود تفضل فرما به انچه به عدلت شایسته ی انم با من رفتار مکن زیرا من اولین کسی نیستم که همراه شوق به سویت روی کرده تو از فضلت به او عنایت فرموده ای با انکه مستحق منع بوده ونخستین خواهنده نیستم که از تو خواسته وتو در حقش کرم کردی در صورتی که مستحق محرومیت بوده است.

بار خدایا بر محمد والش درود فرست و جواب دهنده ی دعایم باش وبه ندایم التفات کن وبر زاریم ترحم فرما وصدایم را بشنو رشته ی امیده را قطع مکن ودستاویز مرا از خود جدا مسازودر این حاجت ودیگر حوایجم مرا به سوی غیر خودت قرار مده وکار ساز من باش به براوردن خواسته ام وروا کردن حاجتم ورسیدن به ارزویم پیش از انکه از اینجای خود بر خیزم با اسان ساختن مشکلم وبا سرنوشت خوبی که برایم مقدر کرده ای

وبر محمد والش درود فرست درودی دایمی وفزاینده که انقطاع نپذیرد وزمان ان را پایانی نباشد واین درود را برای من مددکار قرار بده سبب بر امدن حاجتم گردان همانا که تو کارگشای کریمی وحاجتم پروردگارا چنین وچنان است ..."

سپس نیازت را به پیشگاه حق عرضه کن انگاه به سجده برو و بگو :

"فضلت به من ارامش میدهد واحسانت راهم مینماید پس از تو به ذات مقدست وبه محمد والش که درود تو بر انان باد در خواست میکنم که مرا این درگاه ناامید نرانی ."

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/14ساعت 19:15  توسط دانشجو IT  | 

یادم نمیاد آقاجون ...

یا امام رضا

توی دل یه مزرعه ،یه کلاغه رو سیاه

هوایی شده بره پابوس امام رضا

اما هی فکر میکنه ،اون جا جای کبوتر هاست

 آخه من کجابرم یه کلاغ که رو سیاهست

من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم

میون اون کبوتر ها با چه رویی بپرم

تو همین فکر ها بودش کلاغه عاشقمون

که یهو صدایی گفت تو نترس راهی شو

به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو

من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم

میون اون کبوتر ها با چه رویی بپرم

                                                                     محسن چاووشی            

امام رضا،آقاجون سلام.آقاجون نمی دونی چه قدر دلم میخواست الان توی حرمت بودم.دستام رو گره زده بودم به پنجره های ضریحت.آقاجون چی بگم.آقاجون چی بگم وقتی یادم نمیاد توی حرمت پام رو گذاشته باشم،وقتی یادم نمیاد دستام رو به ضریحتون آقاجون گره زده باشم.

ازچی بگم وقتی یادم نمیاد گنبد طلاییت رو از نزدیک دیده باشم ،یادم نمیاد بوی قشنگ حرمت رو حس کرده باشم،یادم نمیاد توی حوض حیاط حرمت وضو گرفته باشم ،یادم نمیاد کبوتر های حرمت رو دیده باشم .آقاجون هیچی یادم نمیاد!

آقاجون چیزی یادم نمیاد جز دل نوشته های کنار دفتر وکتابم هر وقت دلم هواتون رو کرده،جز گریه هام توی تاریکی شب به امید دیدن خواب تون آقاجون،چیزی ندارم بگم جز حرف های دل عاشق وشکسته ام.

آقاجون ،نمی دونین چه قدر شب های قدر رو دوست دارم.چراکه احیا رو با زایر های حرمتون ،آقاجون نگه میدارم.نمی دونین چه قدر عاشق تصویر های حرمتون هستم.آقاجون نمی دونین چند وقت تا حالا چشام رو بستم خیال کردم که توی حرمتون هستم.دستام به ضریحتون گره زدم زیارت تون رو خوندم.ویا پشت کامپیوتر زیارت مجازی کردم ازتون اذن دخول گرفتم.آقاجون این طوری خودم رو ،دلم رو گول زدم تا یه کمی آروم بشه واین قدر بی تابی نکنه.

امام رضا، آقاجون همه می خوان بیان زیارتت تا اینکه حاجت هاشون بگیرن. دلم می خواد همه رو حاجت روا کنی.اما آقاجون حاجت من اینه که بیام پابوستون.آقاجون خبر ندارین روی زمین خاکی چه خبره!دل هر کی رو ببینی برات پر پر میزنه ،صدای دل هر کی رو بشنوی برات رضا رضا میگه.توی مدرسه ابتدایی کنار خونه مون وقتی یه دختر بچه داشت سرود رضاجان رو میخوند،وقتی به این سطرش رسید که" دوست دارم آقاجون دردم رو دوا کنی" نمی دونی بچه ها چه فریادی از ته دلشون زدند که که دردمون دوا کنی.اون وقت از چه انتظاری آقاجون چه طوری می تونم درد دلم رو نگم.کاش می شد من هم فریاد بزنم که آقاجون دوستت دارم.

می دونم چه قدر رو سیاهم .میدونم کاری نکردم که تو خوشت بیاد ولی آقاجون مگه من دل ندارم. دلم ،دلم رو چی کار کنم.عاشقه .بی تابی میکنه.آقاجون میدونم وقتی من رو نیگا میکنین میگین من با چه رویی این رو دعوت بکنم،شرمنده تون آقاجون میدونم لیاقت زیارتتون رو ندارم.اما ازتون میخوام کمک کنید تا این که لایق بشم.کمک کنید خوب زندگی کنم وسیاهی ها ی زندگیم رو سفید کنم.

منتظر می مونم.به امید روزی که  صدام کنی .حاجت من رو رواکنی.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت 16:22  توسط دانشجو IT  | 

امروز امتحان میان ترم فیزیک داشتم.اون هم چه امتحانی!!!!یه کمی حالم رو گرفت .حالا نمیدونم از خوش شانسیمه یا بد شانسیم که نفر اول المپیاد فیزیک درست بغل دستم نشسته بود.فکرش رو بکن ببین چه حالی بهت دست میده! خلاصه از یه طرف اون تند تند می نوشت ومن هم فقط فکر میکردم از طرف دیگه هر وقت سرم رو بلند میکردم میدیدم استاد زل زده به من که نکنه یه وقت  خدای نکرده .... .

با چه اضطرابی امتحان رو نوشتم و رفت.ولی انصافآ سوال هاش سخت بود وخیلی وقت گیر.حالا ان شاءالله پایان ترم یه جوری جبران میکنیم.

دیروز یه روز خاصی برای من شد.دیروز کلاس تفسیر نرفتم تا بشینم یه خورده فیزیک بخونم.وفقط به کلاس های بعد از ظهر یعنی آمار وریاضی برم.اما حواس پرتیم باعث شد کلاس ریاضیم رو هم از دست بدم.ساعت ۲ کلاس داشتم اما خیلی راحت ساعت ۴ رفتم دانشگاه.هر روز از درب فنی ها میرم اما نمیدونم چه طور شد که رفتم طرف درب اصلی.هر وقت هم از درب اصلی دانشگاه میرفتم سوار اتوبوس میشدم اما این دفعه نمیدونم چه شد که تصمیم گرفتم پیاده برم.

وقتی نزدیک درب اصلی دانشگاه مون رسیدم جمعیت زیادی از دانشجو ها رو دیدم که جلوی در جمع شدند.متوجه شدم مراسم گرامیداشت شهداست .نمیدونین چه قدر خوشحال شدمکه من هم سعادت این رو پیدا کردم که تو این جمع باشم.شاید باورتون نشه این همیشه از آرزو های من بود .ویادش به خیر سرود های اردوی جنوب.  "کجایید ای شهیدان خدایی   بلا جویان دشت کر بلایی  ..."

یه لحظه فکر کردم که تو شلمچه هستم.و...درست مثل اردوی جنوب که شهدا دعوتم کرده بودند مثل اینکه اینجا هم دعوت شده بود .خیلی اتفاقی شد.قربون خدام برم که خیلی خیلی دوستش دارم .یه وقت هایی چنان غافلگیرم میکنه که دوست دارم تموم عمرمو بندگیش رو بکنم  در برابرش سجده بزن. ای خداااااا خیلی دوستت دارم.

خلاصه من هم از تابوت شهدا گرفتم و بعد بردنشون حسینییه ی دانشگاه.شهدا من شرمنده تونم .از اون موقعی که از جنوب برگشتم هنوز اون طور که باید وشاید یه قول هام عمل نکردم.شهدا شرمنده تونم.من خیلی کوچکتر از اونم که شبیه تون باشم.ولی با این حال تموم تلاشم رو میکنم تا راهتون رو ادامه بدم.بین شهدا یه اسمی توجه ام رو جلب کرد شهید احد رضایی کرامت.فکر کردم شاید بابای دوستم باشه.اما مطمئن نبودم.ولی یه حس خاصی بهم دست داد.آخه خیلی جوون بود.روحشون شاد باد.

بعد از کمی دیدم از وقت کلاسم ۲۰ دقیقه ای گذشته خیلی نا خواسته با شهدا خدا حافظی کردم و رفتم دانشکده مون.نم ساعت از کلاس گذشته بود که رسیدم کلاس.هیچی هم نفهمیدم. کاش میرفتم حسینییه.حالا از این ها گذشته دوستم گفت چرا کلاس ریاضی نیومده بودی ؟ تازه فهمیدم که کلاس ریاضی م رو از دست دادم.ولی خوشحالم .چون اگه کلاس ریاضی یادم بود وساعت ۲ می رفتم دیگه شهدا رو نمیدم.خدایا ممنونت به خاطر همه ی خوبی هات.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 18:20  توسط دانشجو IT  | 

تاثیر نماز بر روی بدن نمازگزار

نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد." سوره رعد آیه ۲۸
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
"۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد." سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.
 
● مطالعه علمی
با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.

● تاثیر دعا در فعالیت فکری
این تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند، در هنگام عبادت کردن انجام شده است.
این تحقیق با استفاده از دستگاه Single Photon C.T. scan انجام شده است که جریان خون در قسمت پیشینی مغز را با رنگ های مختلف نشان می دهد به طوری که رنگ قرمز نمایانگر بیشترین فعالیت و رنگ های زرد و سبز بیانگر کم ترین فعالیت هستد.

 منبع وادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 12:27  توسط دانشجو IT  | 

دانشگاه در آیات قرآن

یه مطلب جالبی به دستم رسیده که حیفم اومد اینجا ننویسم.موضوعش هست دانشگاه در آیینه قرآن :

دانشجو:"سوگند به قلم وآنچه می نویسند"آیه ۱/سوره قلم                                                           

استاد:"آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟" آیه قرآن

خوابگاه :"برای خانه هایشاندر ها وتخت هایی که بر آن تکیه میزنند."  آیه ۳۴ /زخرف

سلف دانشگاه :"وغذایی گلوگیر وپر درد است."  آیه قرآن

فضای سبز دانشگاه :"باغ ها ودانه های درو کردنی رویاندیم." آیه ۹/سوره ق

اداره حراست ""قطعآ برای شما نگهبانانی است." آیه ۱۰ /انفطار

کارنامه دانشجویی :"وآنگاه که کارنامه ها را از هم بگشایند."آیه ۱۰/تکویر

امور مالی :"ومال را بسیار دوست دارید." آیه ۲/فجر

رفاه دانشجویی :" هر آنچه بخواهند نزدآنها مهیاست ." آیه ۳۵/ق

مدرک :"وهمه اینها جز متاع زندگی دنیا نیست."  آیه۳۵ /زخرف

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/05ساعت 14:42  توسط دانشجو IT  | 

دلم برای ماه رمضون تنگ شده

رمضون تموم شد با تموم قشنگی هاش با تموم مهربونی هاش!چه زود گذشت!هیچی نشده دلم برای سحری بیدار شدن تنگ شده.برای دعای سحر که سکوت زیبای سحر رو میشکست تنگ شده.چه قدر نماز های صبحی که قضا نشد!چه روز هایی که با لب های تشنه سر شد.با لب هایی که آیه های قرآن رو زمزمه میکردند.قربون اون نگاه هایی برم که نگه داشته شدند.اون زبونی که به حرمت این ماه دروغ نگفت کسی رو نرنجوند غیبت نکردو...قربون اون ...خلاصه خیلی سعی کردیم گناه نکنیم.

درسته که ماه رمضون تموم شد ولی اگه فقط یه کم از خدا خجالت بکشیم دیگه سراغ گناه هامون بر نمی گردیم.هنوز هیچی نشده دلم برای شب های قدرش تنگ شده.نمیدونم جوون هایی رو که از شب تا سحر توی مسجد با خداشون درد ودل میکردند ناله میکردند رو دیدی؟صدای الهی العفو شون رو شنیدی؟کسی رو که اصلآ فکرش رو نمیکردی تو این حال وهوا ها باشه توی اون جمعیت دیدی؟آرهنمیشه با ظاهر آدما قضاوت کرد.دل آدما یه چیز دیگه است.عشق به خدا توی دل هر بنده ی هست.

بیایید مثل ماه رمضون با هم دیگه مهربون باشیم .بیایید هر شب مثل شب های قدر به فکر اعمال مون باشیم.از کجا معلوم تاشب قدر سال بعد زنده باشیم واستغفار کنیم!؟بیایید مثل ماه رمضون پاک باشیم .بیایید یه کم به حرف های علی اکبر مهمون برنامه ماه عسل فکر کنیم.چه قدر می فهمید وچه قدر ما نفهمیم!حرف هایی کهد آدم رو می لرزوند.علی اکبر خیلی ماه بود.نمی دونین چه قدر دوست داشتم به من هم یه نصیحتی بکنه.

سریال های ماه رمضون هم تموم شدند البته به جز اغماء.خداییش از درس ودانشگاه افتادم.ولی از سریال های ماه رمضون نمیشه گذشت.سرال های ماه رمضون نسبت به وقت های دیگه پر محتوا تر وآموزنده ترند.همه شون خوب بودندولی این سریال اغما بیشتر فکرم رو مشغول کرده.یه لحظه احساس کردم چه قدر شیطان به ما نزدیکه وما بیخبر یم.هر لحظه ممکنه تو چهره یه دوست یه عزیز ظاهر بشه ویه کاری از ما بخواد یا یه حرفی بزنه که رومون تاثیر بذارهلازم نیست اون عزیز مرده باشه.ممکنه خیلی راحت شیطان اون رو دعوتکرده باشه واون هم خواسته ونا خواسته اجابت کرده باشه.فهمیدم به قول پیر بابا بایدبا معیاری که خدا بهمونداده خوب واز بد تشخیص بدیم وحتی اگه اون عزیز ترین کسی مون باشه.ابته یه خدای بزرگی داریم که فقط کافیه بهش پناه ببریم وازش کمک بخواهیم.توکل به خدا.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 13:47  توسط دانشجو IT  | 

ماه مبارک رمضان،بهترين ماه سال

قدر روز ها وشب های ماه مبارک رمضان رو بدونیم وبرای همدیگه دعا کنیم

امام صادق عليه السلام فرمود:

"هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى گمارد تا دست به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند. "

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

امام على عليه السلام فرمود:

"چه بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى بهره اى ندارد و چه بسا شب زنده دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى برد."

نهج البلاغه، حكمت 145

ماه رمضان خیلی زود میگذره.مواظب باشین نا غافل نگذره!از این فرصت ها خوب استفاده کنید.خدا دعای روه دار رو موقع افطار قبول میکنه.سعی کنین خودتون رو بسازید. اگه یه ماه تمرین کنید که گناه نکنیدو کار های خوب انجام بدین این طوری بعد از رمضان هم همون طوری میمونید.دو حدیث بالایی رو از کتاب چهل حدیث در مورد روزه از کتابخونه ی الکترونیکی تبیان نوشتم.کتابخونه ی خوبی داره.اگه دوست داشتید یه سری بهش بزنید.روی کتابخونه ی الکترونیکی کلیک کنید.

توي يه سايت عربي خوندم كه "ر" ی رمضان یعنی رحمت، "میم" رمضان یعنی مغفرت، "ض" يعني ضمان للجنت، "ا" رمضان يعني امان من النار و "ن" رمضان يعني نور من الله العزيز الغفار.

 

 از این خانم کوچولو یاد بگیریم!یادتون نره همدیگه رو دعا کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/01ساعت 10:6  توسط دانشجو IT  |